تبليغاتX
آرش کمانگیر
مرز را پرواز تیری می دهدسامان! کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان!
به علت قلت وقت، قصد داشتم ادامه نشست ديروز را در اين بخش بنويسم ولي هم ديدم خبرگزاري‌ها نسبتا كامل فرستادنش هم يه جورايي سوخته‌است، اگر چه يك بخشهايي‌اش تو هيچ خبري نبود! اين وب‌لاگ از اول رنگ و بوي سياسي گرفت و با فراز و فرودها من را با خودش برد. همچنان كه پس از……. من همچون خيلي‌هاي ديگه دپرس شدم. نشست ديروز اميد بخش بود. يك جمع پر اميد. ولي امروز اميد را يك جمع بار ديگر به من هديه داد. بدينوسيله از كليه دوستاني كه با تبريك تولدم، اميد به روزهاي خوب آينده را به من هديه دادن سپاسگذاري مي‌كنم.(البته هنوز تا پايان روز زمان باقي است و كساني كه ازشون توقع تبريك داشتم فرصت دارند، تعجيل بفرمايند.) باز هم از اين مطلب پارازيت گونه وسط تحليل‌هاي سياسي و نظرات شما معذرت مي‌خوام.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1384ساعت 16:59  توسط نسرین وزیری  | 

ديروز براي حضور در يك جمع شكست‌خورده دعوت شده بودم. جمعي كه حتي شكستش هم از صميميتش كم نكرده، جمعي كه با صلابت گردهم آمده بودند تا با صداقت به گذشته و عملكرد خويش بنگرند و با صراحت به نقاط ضعف خود اعتراف كرده و با صبوري انتظار آينده‌اي اميدوارتر از امروز را بكشند؛ جمع حاميان مصطفي معين. كانديدايي كه حاميان جوانش كه به فراخور سنشان بايد بيش از ديگر حاميان سرخورده و مأيوس مي‌شدند، با شور و حرارت، نبض مراسم را به دست گرفته بودند و با سر دادن چند باره‌ي سرود يار دبستاني و اي ايران و . . . نشان دادند كه در تغيير نام خود از نسل سومي‌هاي ياري‌گر معين به نسل سومي‌هاي ياران ميهن، ثابت قدم‌تر و پرانرژي‌تر از گذشته، استوار باقي خواهد ماند. كانديدايي كه معاون اولش در مواجهه با اين شور، آن را Start آغازي ديگر خواند. او شكست را پذيرفت ولي اين شكست نه در برابر يك كانديداي مستقل يا يك حزب، كه مغلوب گشتن در برابر حزب پادگاني‌اي بود كه به قول او به راحتي آب خوردن، يارانش را نيز قرباني مي‌كند. خاتمي هدف از حضورشان در انتخابات را جلوگيري از نابودي اساس جمهوريت و مبارزه در مقابل كساني خواند كه به جاي رييس جمهور، رييس دفتر مي‌خواستند و با كودتاي انتخاباتي 3 روز پيش از مرحله‌ي اول انتخابات، يك سازمان نظامي خاص را به نفع حمايت از يك كانديداي خاص وارد عمل كردند. هدف آنان به علت مخاطب قرار نگرفتن تمامي اقشار جامعه، عدم ترجمان دموكراسي به نان سر سفره مردم، پاسخگويي به نقائص 8 ساله كه در بسياري از آنها نقش نداشته‌اند، بي‌وفايي دوستان، ضعف مالي و . . . با شكست مواجه شد. خاتمي اگرچه نسبت به بازبيني رنگ انتخاباتي سالم و يا حتي امكان رقابت با حزبي پادگاني ترديد داشت ولي با تكيه بر سرمايه‌ي وجودي فرزندان انقلاب كه همان آزادي‌خواهي، عشق به ميهن و تدين آنهاست و با تكيه بر انسجام سازماني و اجماع كم‌نظير در برابر حاكميت فاشيسم، خواست تا دستاوردهاي انقلاب و اصلاحات را حفظ كنند چراكه انفعال به معني اجراي سناريوي آنهاست. به گفته‌ي خاتمي اگرچه خطر جدي است ولي مي‌توان كاري كرد كه وزارت اطلاعات به محفل عاملان قتلهاي زنجيره‌اي تبديل نشود، وزارت ارشاد پايگاه سانسورچيان و وزارت اقتصاد و بنگاههاي اقتصادي مأمن رانت‌خواران نشود. به عبارت ديگر اصلاح‌طلبان خارج از گود، اگرچه عرصه‌ي تصميم‌گيري را از دست داده‌اند ولي هنوز در عرصه‌ي تصميم‌سازي اختيار دارند به شرط آنكه با تدبر و تعقل و قانون‌گرايي فعال باقي بمانند. اگرچه احمدي‌نژاد تنها شعارهاي اقتصادي و معيشتي داده و قول نداده است كه روزنامه‌اي بسته نشود، دانشجويي مورد ضرب و شتم قرار نگيرد، دگرانديشان آزاد باشند، حريم دانشگاه و حوزه محفوظ بماند و خيابانها جولانگاه حمله به مردم نگردد ولي اينها حق ماست كه بايد آن را بگيريم و از آن دفاع كنيم. دبير كل جبهه‌ي مشاركت در عين حال كه به احمدي‌نژاد به عنوان منتخب مردم تبريك گفت و برايش آرزوي موفقيت كرد، يادآور شد كه هرجا پيگير منافع ملت باشد با استقبال آنها مواجه خواهد شد و هرجا به تضييع اين حقوق بپردازد موضعي شفاف در برابر آن خواهند گرفت. ادامه دارد……
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1384ساعت 10:36  توسط نسرین وزیری  | 

اگر چه توبه گرگ مرگه و ترحم بر پلنگ تيز دندان، ستم كاري بود بر گوسفندان، ولي دلم يه خورده براي هاشمي سوخت. احساس كردم اگر براش دلسوزي نكنم هم به نوعي جفا كردم. هرچي هيچي نباشه اون از پايه‌هاي نظام بود و اين شكل ضايع كردنش، به نفع نظام نخواهد بود. در عجبم كساني كه در هر دو جمله حرفي كه مي‌زدند 6 بار براي آبروي نظام سينه هم مي‌زدند، چه جوري دست خودشون را به اين اقدام كريه آلوده كردن! هاشمي به گفته آقايون از سرمايه‌هاي نظام بوده و انقلاب با حضور اون زنده مونده، پس چرا با چنين فضاعتي كنار گذاشتنش؟ مي‌شه اين رو سناريوي له كردن هاشمي تلقي كرد؟ با اينكه در لحظات اعلام نتايج من هاشمي و اطرافيانش را نمي‌ديدم ولي مطمئنم كه اشك در چشماشون حلقه زده بوده. البته اين اشك، از اندوه شكست نبود بلكه از غم شكستن ابهت و وجهه هاشمي بوده. واقعا دنيا با چه چشمي به ما نگاه مي‌كنه؟ قصد اسطوره سازي از هاشمي را ندارم ولي ايت برخورد را به هيچ وجه شايسته اون نمي‌ديدم. شما را به خدا اشتباه نكنين، من كاسهء داغ تر از آش نيستم و نمي‌خوام روي تمام نابكاري‌هاي هاشمي ماله بكشم ولي به شدت با تخريب سرمايه‌ها مخالفم. اگر امروز چشممون را به چنين وقايعي ببنديم و براي خنك شدن دل خودمون هم كه شده از كنارش بي اعتنا بگذريم، فردا كه نوبت به ما رسيد ديگه از كي ‌مي‌توان توقع داشت. اميدوارم از اين مطلب سوء برداشت نكنين. من خودم هم مي‌دونم كه نمي‌شه از بخش اعظم سوابق هاشمي دفاع كرد!
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 11:39  توسط نسرین وزیری  | 

مطمئنا امروز در مجامع جناح راست غوغایی بر پا بوده است.بالاخره آنها موفق شدند پس از 26 سال دولت را از آن خود کنند.آن هم در شرایطی که دیگر قوا نیز در اختیار آنهاست.

یکبار محسن کدیور در مصاحبه ایدر تقسیم بندی قدرت در حاکمیت ایران یادآور شده بود که قدرت تنها در اختیار 3 قوه نیست و رهبری و مجلس خبرگان نیز دو پای دیگر قدرت هستند و البته قدرت در قوه مقننه نیز میان شورای نگهبان و مجلس تقسیم می شود. او بر همین اساس در زمان تصدی دولت و مجلس اصلاحات گفته بود که اصلاح طلبان کمتر از دو پنجم (حدود 30 درصد) قدرت را در اختیار دارند ولی در محضر افکار عمومی باید نسبت به عملکرد کل 100 درصد قدرت پاسخ گو باشند و سنگینی توقعات از دیگر قوا و مراکز قدرت را نیز به دوش بکشند بویژه آنکه بخش اعظمی از آنچه که به مردم وعده داده بودند در گرو تایید نظر بخشهایی بود که هیچ اختیاری در آن نداشتند. کدیور بخش اعظم نارضایتی مردم از عملکرد اصلاح طلبان را در عدم تناسب قدرت و اختیار آنها در تصدی امور, ریشه یابی کرده بود.

اگر چه این تفسیر مربوط به گذشته ای است که تا چندی دیگر بسیار دور می نمایاند ولی قدرت مداران امروز جناح راست _ که بر اریکه قدرت تکیه زده, این قبا را به شدت برآزنده و در قد و قامت خود می بینند_ در کنار بزم, طرب و سرمستی پیروزی باید توجه داشته باشند که دیگر جناح چپی در حاکمیت نیست تا تمام کاسه کوزه ها را بر سر آن بشکنند. به عبارت دیگر امروز تمامی قدرت در اختیار آنهاست و آنان از اختیار تام و تمام برخوردارند و مردم نیز به خوبی به این مهم اشراف دارند. ناخرسندی ناشی از تکرار قصورها نیز از این پس تمام و کمال بر پای آنها نوشته می شود و مردم دیگر عذری را از آنها که حاکمیت را در کنترل خود دارند نخواهند پذیرفت. اگر این طیف در انجام وظایف خود به خواسته ها و مطالبات مردم جامهء عمل بپوشانند, مردم را به نظام و انقلاب دلگرم خواهند کرد. در غیراینصورت به قهقرای همان چیزی خواهند افتاد که اپوزیسیون خارج از نظام مدت هاست در بوق های تبلیغات خود می نوازند. یعنی دلسردی ملت از هر دو جناح که در بدترین حالت پایه های نظام را سست می کند و خدای ناکرده آن می شود که نباید.

پس مشفقانه به آنان که امروز از خوشحالی پیروزی در پوست خود نمی گنجند هشدار می دهم که مراقب فردای این ملک و ملت باشند و بی جهت آب به آسیاب دشمن نریزند.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1384ساعت 21:41  توسط نسرین وزیری  | 

بي‌كلام ، بي‌صدا و بي‌واكنش؛ احمدي‌نژاد پيروز انتخابات شد……
+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1384ساعت 2:39  توسط نسرین وزیری  | 

در حال up to date كردن مطلب قبلي بودم كه شمس‌الواعظي تماس گرفت. معتقد بود كه موج سونامي در حال شكل‌گيري است ولي من اميدي نداشتم. يك ساعت گذشت و خبر توقف راي‌گيري در مساجد جامع و النبي نارمك، انصار خاوران و حسينيه ارشاد مخابره شد. از اون جا كه قاطبه آراء در اين حوزه‌ها به نفع احمدي‌نژاد بود و به شمس قول داده بودم كه اگر خبري شد، حتما در جريان بگذارمش، با او تماس گرفتم. هنوز چيزي از خبر به او نگفته بودم كه گفت: «از صدايتان پيداست كه اوضاع خوب است». گفتم خيلي اميدوار نباشيد هنوز برآورد فضا به نفع احمدي‌نژاد است…… چند تا از بچه‌هاي ستاد معين كه الان براي هاشمي فعاليت مي‌كنند هم مدام جوياي اخبار بودند. وقتي برآورد كلي فضا را به تاجرنيا گفتم، به شوخي ولي خيلي تلخ گفت: «شما احتمالا براي ستاد رواني احمد‌نژاد كار نمي‌كنيد؟» آش نخورده و دهن سوخته! هر چه به ساعات پاياني انتخابات نزديكتر مي‌شديم، اخبار سمت و سوي اميدواركننده‌تري مي‌يافت. به قول دكتر، هواداران احمدي‌نژاد گاف دادند كه صبح حداكثر آراءشان را تا پيش از ظهر سازمان دهي كردند چون اين خودش سبب خوف رقيب و جوشش بيشترش شد و هر چه زمان بيشتر تمديد شود فضا بيشتر به نفع هاشمي مي‌شود. وقتي خبر دستگيري ميرباقري، مديركل پارلماني وزارت كشور را به شمس گفتم، همان موج سونامي را يادآوري كرد و پيشاپيش پيروزي هاشمي را تبريك گفت. من هم گفتم: «چرا به من تبريك مي‌گين، من بايد به شما تبريك بگم كه براي اين پيروزي زحمت كشيديد. من چه‌كاره بيدم!» انتخابات تا ساعت يازده تمديد شد. حدود ساعت 9 از ستاد خبري وزارت كشور خبر رسيد كه ايرنا هاشمي را با آراء 65 در صد بالاتر اعلام كرده است. جمع بندي ستادهاي هر يك از كانديداها هم گوياي برتري همان كانديداست. ولي كورسوي اميد را مي‌توان ديد……
+ نوشته شده در  جمعه سوم تیر 1384ساعت 23:9  توسط نسرین وزیری  | 

هواي خانه چه دلگير مي‌شود گاهي/ دلم از اين زمانه سير مي‌شود گاهي/ عقاب تيز پر بالهاي استغنا/ اسير پنجه تقدير مي‌شود گاهي/ علي رغم تمامي تلاشهاي كساني كه صداي سان چكمه پوشان نظامي را احساس كرده و طي يك هفته گذشته به هر دري زدند تا اين خطر را گوشزد كنند، امروز اخبار شنيداري از سراسر كشور گوياي جهت گيري اكثريت آراء به همان سمت خطرخيز است. نمي‌خواهم پيش‌بيني زودهنگام كنم يا نفوث بد بزنم. ولي اعتراف مي‌كنم كه نسبت به عاقبت اين فضا مي‌ترسم. از روي كار آمدن كسي كه اعتقادي به جمهوريت نظام ندارد و مواكدا مي‌گويد كه انقلاب نكرديم تا دموكراسي حاكم شود، مي‌ترسم. از تفسير متحجرانه از دين مي‌ترسم. از نفوذ فاشيسم و برقراري حكومت نظامي مي‌ترسم. اگر چه همه‌ي آنچه گفتم اعتراف بود ولي برآمده از يك حس مشترك در يك قشر از جامعه است، كمااينكه «ح.م» از متهمان وب‌لاگ نويس كه دو روز پيش تراكت‌هايي با مضمون « ما حاميان دكتر معين براي جلوگيري از زوال آزادي و دموكراسي به هاشمي راي مي‌دهيم» را پخش مي‌كرد، مي‌گفت كه چند شب پياپي است كه خواب بازداشتگاه و بازجويي را مي‌بيند! كاش مي‌شد فرياد فرو خفته در گلو را ……… در زير اين نيلي سپهر بيكرانه / آنجا كه يارا داشتم در هر ترانه / نام بلند عشق را تكرار كردم / با اين صداي خسته شايد خفته‌اي را / در چارسوي اين جهان بيدار كردم / كاش مي‌شد بيدار شوند……….!!
+ نوشته شده در  جمعه سوم تیر 1384ساعت 15:39  توسط نسرین وزیری  | 

اگر چه در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری, غالب گرایشهای فکری کاندیدای خودشان را داشتند ولی همه حتی حامیان کاندیداها هم به این مهم معترف بودند که این بار سطح کاندیداها نسبت به دوره های گذشته تنزل یافته است. این همه در نتیجه دو چیز بود. یکی کمال خاتمی -رییس جمهور وقت-نسبت به کاندیداهای این دوره, یکی هم معرفی کاندیدایی از سوی احزاب . گروههای سیاسی که قابلیت عبور از فیلتر شورای نگهبان را داشته باشد.

تا یک هفته پیش در توجیه تحریمی ها می پذیرفتیم که انتخابات بین بد و بدتر است و با توجه به شرایط زمان و مکان دیگر نباید سقف مطالبات را از رییس جمهور انتظار داشت, بلکه باید به کف مطالبات قانع بود.

چرخ گردون روزگار این انتخابات را به دور دوم کشاند. دوری که انتتخاب بین بد و بدترین شکل گرفته. معین که در بیانیه اعلام حضورش تلاش برای احیای حقوق اقلیت های دینی, بومی, سیاسی و اقشار محذوف جامعه را گنجانده بود, کاندیدایی با کف مطالبات می خواندیم ولی الان هاشمی در گفت وگوی ویژه خبری اش, فقط از اقلیت های بومی و دینی یاد می کند و از حقوق سیاسی تنها به حق آزادی بیان , آزادی تشکیل اجتماعات و منع شنود و تفتیش محموله های پستی اشاراتی می کند. اگر چه همین هم پیشرفت فوق العاده ای در منش هاشمی است ولی باز هم گروهها و اندیشه های محذوف جامعه, در نگاه هاشمی جای ندارند و منع شنود و تفتیش صرفا به مکالمات تلفنی و محمولات پستی ختم می شود نه به عقیده و بیان و قلم.

هر چه بیشتر هاشمی را به عنوان کاندیدای مورد اجماع اصلاح طلبان در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری با کاندیدای اصلاح طلبان سنتی و اصلاح طلبان پیشرو در دور اول مقایسه می کنم, بیشتر به این نتیجه می رسم که هاشمی چیزی فروتر از کف مطالبات اصلاح طلبی است. همینکه هاشمی در حرف هایش رهبر را صاحب کشور می خاند و از لزوم هماهنگی ترکیب کابینه با او سخن می گوید, بیانگر آن است که هاشمی پشتش به قدرت و حاکمیت گرم است نه به مردم. آن هم در شرایطی که هاشمی بیش از هر زمان دیگر به رای مردم نیازمند است, نه حمایت حاکمیت که جهت دیگری را نشانه رفته است.

اما مردم, که غیر قابل پیش بینی هستند و این قابلیت را دارند که ظرف 24 ساعت تمام معادلات را واژگون کنند. مردمی که برخلاف نتایج حاصل از نظرسنجی ها قرار بود رای ششم و هفتم شان احمدی نژاد باشد ولی او را منتخب دوم کردند.( البته این به معنی نادیده انگاشتن تقلب ها و مخدوش کردن آراء از سوی ناظران و مجریان انتخابات و نیروهای نظامی, که بخشی از آن را کروبی فاش کرد نیست). بخش عظیمی از این مردم از هاشمی و عملکرد 8 ساله دولتش ناراضی اند و نمی توان به راحتی آنها را قانع کرد که به هاشمی رای دهند. هاشمی می توانسی در گفت وگوی ویژهء خبری که آخرین فرصت تماس مستقیمش با مردم بود بهتر استفاده کند و از مردم عذرخواهی کند. مردم ما ثابت کرده اند که اعتراف به تقصیرها را می پذیرند. همچنانکه بارها و بارها از خاتمی پذیرفتند ولی این مردم تنها با صدایی حزن آلود و چند قطره اشک, گول نمی خورند.

تنها راهی که به واسطه اش می شود مردم را به سمت هاشمی سوق داد, مقایسه او با احمدی نژاد است. یعنی مقایسه میان بد و بدتر. ولی همین هم خیلی سخت است.آن هم با توجه به تبلیغات عوام فریبانهء گسترده احمدی نژاد که خود را فردی مظلوم, محروم و هم طبقه با قاطبهء ملت و رجایی زمانه معرفی کرده است. در پیشگاه مردمی یا از نظامی بودن وی بی خبرند و یا خطر نظامی گری را آنگونه که در قشر نخبه کشور دغدغه آفریده, احساس نمی کنند. این سختی کار را در یادداشت ها و سرمقاله های چند روز گذشته و در تلاش مکالمه حضوری دیروز چندی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی با مردم در 5 میدان شهر می شد دید. کسانیکه تا دیروز از امنتقدان سر سخت هاشمی بودند, امروز برای ممانعت از رشد تهجر و فاشیسم ناگزیر از حمایت وی شدند و اگرچه با تمام وجود باور دارند که نمی توان از گذشته هاشمی دفاع کرد ولی ناگزیر از امید به آینده او هستند. این رای از بغض معاویه است نه از حب علی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1384ساعت 14:8  توسط نسرین وزیری  | 

اين روزها سناريو نويسي در فضاي معادلات سياسي مد شده از سناريوي رد صلاحيت معين و تاييدش با حكم حكومتي بگير تا سناريوي ضايع كردن كروبي و بهاي بي‌ثمن به احمدي‌نژاد. جديدترين سناريو را از دهان مردم شنيدم نه تحليل‌گران سياسي.سناريوي هاشمي. شنيدم كه مي‌گفتن: « اينا از اولش هم مي‌خواستن هاشمي رو رئيس جمهور كنن ولي مي‌دونستن كه مردم از هاشمي دل خوشي ندارن. بعد از رياست جمهوري خاتمي با 22 ميليون راي هم خيلي ضايع بود كه يكي با 10ـ12 ميليون راي رئيس جمهور بشه. پس با تقلب در آراء كاري كردن كه هاشمي با احمدي‌نژاد به مرحله دوم بيان، مردم هم از ترس روي كار آمدن احمدي‌نژاد با ميل و رغبت، با كمال امتنان و بي‌ناز و مطالبه بيان و به هاشمي راي بدن. به قولي به مرگ بگير تا به تب راضي شن. اينجوري خود مردم با پاي خودشون و با آراي 20 ميليوني هاشمي رو كه همون نظر حكومته، رئيس جمهور مي‌كنن.» اگر چه من هم برآمده از همين مردم عامي هستم ولي شايعه كناره گيري هاشمي از حضور در دوردوم انتخابات رو هم شنيدم. چيزي كه اغلب آن سناريو نويسان نشنيدن. اگرچه بازار چنين شايعاتي در عرصه سياست داغه ولي اگر يك لحظه خودمون رو جاي هاشمي بذاريم( البته تكيه بر جاي بزرگان نتوان زد به گزاف) بش حق مي‌ديم. اگر چه انتقادات زيادي به هاشمي وارده كه منم قبولشون دارم ولي به هرحال اون يكي از پايه‌هاي اين نظامه با كلي سوابق مبارزاتي پيش از انقلاب و حضور در اصلي‌ترين اركان نظام بعد از انقلاب. واقعن براي چنين كسي، رقابت با احمدي‌نژاد كسر شان نيست. اصلا احمدي‌نژاد خواب اين رو هم نميديد كه يه روز بتونه هم قدو قواره هاشمي بشه و با اون تو به كورس رقابت كنه. با گوشه نگاهي به كبكبه و دبدبه هاشمي بهش نمي‌ياد اينقد بد سليقه باشه كه رقيبش رو حتي در قالب سناريو هم كه شده احمدي‌نژاد بذاره. البته همون مردمي كه از سناريوي هاشمي حرف مي‌زنن در مواجهه با چنين توجيهي مي‌گن كه اين پيازداغ داستانه تا اشك ملت رو در بيارن. به مردم حق مي‌دم دچار چنين توهماتي بشن. چون خيلي چيزها در عرض دو دهه اخير به مذاقشون سازگار نبوده. البته به گفته استاد افكار عمومي‌ام، خرد جمعي كمتر دچار اشتباه ميشه. پس احتمال اينكه سناريوي هاشمي مردم حقيقت داشته باشه و من دچار خوش باوري شده باشم خيلي زياده.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 9:54  توسط نسرین وزیری  |