|
|
|
|
|
يه بلايي سر وبلاگم آمده بود كه نميشد مطلب جديد بذارم. الحمدلله با تاخير درست شد. ديركرد در تبريك ميلاد مسيح هم به همين دليل بود كه همين جا با شكرانه هواي پاك اين روزها همراهش ميكنم.
اين عكسها نويد تنفس در هوايي پاك را ميده:http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-638997
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-625782
اينها را با سه روز پيش مقايسه كنيد:
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-625778
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-625777
اميدوارم هوا همين جوري بمونه! اگر چه اميد عبثي به نظر ميرسه!
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت 12:51 توسط نسرین وزیری
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر چه هيچ دوست مسيحياي ندارم ولي دوست دارم ميلاد مسيح را به تمتمي هموطنان مسيحيام تبريك بگم. اميدوارم سال خوبي در پيش داشته باشين. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 15:57 توسط نسرین وزیری
|
|
||
|
|
|
|
|
ديشب در مهماني سومين شبچله 40چراغ، قريب به 1000 نفر به همراه خاتمي به عنوان مهمان ويژه در جمع گرم چلچراغيها دعوت شده بودند. مهمانياي سراسر شور جواني و سراسر خط شكني و سنتبراندازي. .نخستين سنت شكني اين بود كه عليرغم حضور مهمان ويژهاي چون خاتمي، هيچ بازرسياي در بدو ورود وجود نداشت. مدعوين بسيار جوان با ميانگين سني 20 تا 25 بودند و برنامهها به خوبي با اين گروه سني همخوان بود. جوكهاي سياسي اميرمهدي ژوله (جالبترينش اين بود كه اصلاحطلبها براي پريدن در يك استخر خالي صفكشيده بودن و عليرغم تذكر خاتمي كه اين استخر خالي است، آنها با ادعاي پر بودن آن با آزادي بيان، آزادي مطبوعات و احزاب و نهادهاي مدني، برابري زنان ومردان و حقوق اقليت و اكثريت و … در آن ميپرند و دست، پا و سرشان ميشكند. تنها كسي كه نميپرد تاجزاده بوده كه او هم چون مايو نداشته نپريده بوده!)، انيميشن بزرگمهر حسينپور( كه يكي از تصنيفهاي شهرام ناظري را با نقاشيهايي به سبك "ساندويچ" در هم آميخته بود!)، عكسهاي لحظه به لحظه حجت سپهوند از خاتمي با دستتوشتههاي طنزآلود ابراهيم رها (كه گوياي حس غريب مردم به خاتمي بود و عشق و علاقهء توام با دلخورياشان را نشان ميداد كه اگرچه در دانشگاه او را هو كردند ولي عكسش را به عنوان يك عضو خانواده در كيفهايشان جا دادند و رفتنش با آموختن احترام به ديگران همراستا شد و....)، حضور 3 نماينده اقليت از كليميان، مسيحيان و زرتشتيان (كه شيفتهء تز گفتوگوي تمدنهاي خاتمي او را با مسيح و كورش به قياس نشستند)، معلولي كه تصويب لايحه 16 مادهاي در حمايت از حقوق معلولين را نخستين گام عملي براي همدردان خود معرفي كرد و خاتمي خواست تا با آنها در دعا جهت اجرايي شدنش همصدا شود، كنسرت زندهء پاپ "مردي با عباي شكلاتي" (كه با سوت و كف حاضران به تحريك خواننده گروه همراه شد)، همنوايي مهمانان در سر دادن سرود "يار دبستاني" آنگاه كه خاتمي به سن دعوت شد، طراحي دكور با انارهای پوست کنده و صندليهاي طرح چوب و فرفوژه پشت کرسی ای با لحاف چهلتكه و .... همه و همه سنتشكني بود. چيزي كه از نسل سوم انتظار ميرفت. آنچه كه از يك روحاني توقع نميرفت، تحمل اين همه سنتشكني بود كه خاتمي نه تنها تحمل كه با آن همراهي هم كرد. آنجا كه براي سر شوق آوردن حاضران براي آنها دست تکان می داد، آنجا كه ژوله را كه آرزويش در آغوش کشیدن او بود را گرم در بغل گرفت، آنجا كه براي اينكه مجري سبكسر برنامه به قضاي حاجتش برسد گفت كه زود بحث را جمعبندي خواهد كرد، آنجا كه بازوي دختري كه با ذكر "والله خير حافظا" اين دعا را دور سرش فوت كرد، به آرامي فشرد و..... به راستي از چه كسي جز خاتمي ميشد انتظار داشت كه چنين كند و چنين متبحرانه از پس سوالات چلچراغي برآيد و در پاسخ به اينكه " 55 سال پيش در كوير يزد فكر ميكرديد روزي برايتان ترانه مردي با عباي شكلاتي را بسرايند؟" بگويد: اين سرود، سرود عشق بود و فارغ از اينكه براي چهكسي سروده شده باشد زيبا بود و من سرودههاي عاشقانه را دوست دارم. يا در پاسخ به اينكه "چرا دير ازدواج كرديد؟" بگويد: ميخواستم مستقل شوم بعد ازدواج كنم ولي بالاخره وقتي ديدم مستقل شدن خيلي طول ميكشد پيش از اينكه به استقلال برسم زن گرفتم. آنگاه صداي كف حاظران را به معني همدردي آنها با خود تعبير كند! خاتمي در تشريح اينكه چرا جوانان را دوست دارد گفت: جوان را دوست دارم چون زيبايي را دوست دارم و بارزترين وجه زيبايي جوان است. جوان را دوست دارم چون خدا را دوست دارم و خدا عين زيبايي مطلق است. جوان را دوست دارم چون تحرك را دوست دارم و از سكون بيزارم و جوان مظهر حركت و زندگي است. جوان را دوست دارم چون دانايي را دوست دارم و جوان سرشار از پرسش كه مقدمهء دانايي است. جوان را دوست دارم چون خطا ميكند و براي اصلاح خطايش ميكوشد. جوان را دوست دارم چون به وضع موجود راضي نيست و همواره در جستجوي وضع بهتر و مطلوبتر است. خاتمي در فضايي پر مهر با اين جملات به دوستدارانش مهر ميورزيد و پيش از آنكه با شور سرشار مدعوين كه با فرياد پياپي "خاتمي دوستت داريم" او را براي پايين آمدن از سن همراهي كنند، گفت: بر سر آنم كه گر ز دست برآيد / دست به كاري زنم كه غصه سر آيد و همه در انتظار اين مژده خاتمي با او وداع كردند. دست بروبچههاي چلچراغي درد نكنه. دمشون گرم. برنامه خوبي بود. اميدوارم عمر 40چراغيشون هميشه مستدام باشه و موفق باشن. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 18:47 توسط نسرین وزیری
|
|
||