|
|
|
|
|
محمود احمدينژاد كه اين روزها بسياري او را رييس جمهور پيشبيني ناشدني مينامند؛ ميل زيادي به اعلام خبرهاي خوش دارد. "خبر آمد خبري ميآيد" تيز تبليغاتي خوش صدايي كه طي يك هفته گذشته گاه و بيگاه از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش ميشد و چه بسا بسياري از مردم عوام مفهوم آن را نميدانستند؛ پيش درآمد خبر خوشي بود كه آقاي رييس جمهور وعده داده بود امروز اعلانش كند. اين اولين باري نيست كه او نيت خوش خبري كرده است. اولين خبر خوش، دستيابي به كيك زرد در روند فنآوري صلحآميز هستهاي بود كه هاشمي رفسنجاني رقيب رييس جمهور كنوني ايران يك روز زودتر آن را اعلام كرد. خبر خوش دوم دستيابي به واكسن ايدز بود كه روزنامه اعتمادملي يك روز زودتر به نقل از فرهادي وزير اسبق بهداشت آن را منتشر كرد. خبر سوم را هم باز روزنامه اعتمادملي يك روز زودتر (يعني ديروز) از دل مصاحبه اختصاصي با محمد سعيدي معاون امور بين الملل سازمان انرژي اتمي درآورد و منتشر نمود*. در عالم خبر به خبرهاي تكراري، خبر سوخته ميگيند. از اين رو هر سه خبر خوش آقاي رييس جمهور كه موجي از تبليغ را پيشاپيش به ميدان آورده بود؛ سوخته به شمار ميرود. اما خبر خوش سوم رييسجمهور در نطنز با كمال افتخار اعلام كرد كه ايران در زمينه توليد سوخته هستهيي جزء كشورهاي توليدكننده صنعتي اين سوخت قرار گرفته است. 1- اگر چه ايشان اين دستاورد بزرگ را به محضر مقام معظم رهبري و ملت ايران تبريك گفتند اما يادي از تلاشگران اين عرصه در اعصار گذشته ننمودند. اتفااقا اين از جمله مشخصههاي آقاي رييس جمهور است. احمدينژاد همواره آنچنان بادي به قبقب مياندازد و خبرهاي خوش را در كلام جاري ميسازند كه گويي شخصا براي كسب آن عرق ريختهاند و نه هيچ مخلوق ديگري در اين كره خاكي. كاش دلسوزان نزديك به ايشان يادآور ميشدند كه اين دستاوردها حاصل تلاش و توجه دولتمردان پيشيني است كه آقاي رييس جمهور هرازچندگاهي آنان را از لب تيغ طعن خود ميگذرانند. 2- اي كاش مشاوران احمدينژاد تفاوت ميان دستيابي و در آستانه دستيابي قرار داشتن را به ايشان متذكر ميشدند. در حالي كه رييس سازمان انرژي اتمي از دستيابي به توليد انبوه سانتريفيوژ و آغاز توليد صنعتي خبر داده بود؛ رييس جمهور از ايران به عنوان كشوري كه به توليد كامل چرخه سوخت دستيافته ياد كرد. درحالي كه تفاوت از زمين تا آسمان است. بيترديد آنانكه در خارج از خاكهاي اين كهن ديار چشم خشم به آن دوختهاند با شنيدن خبر خوش رييس جمهور ايران كه عمق صحت آن محل ترديد است؛ بيش از پيش دندان تيز خواهند كرد. كاش براي دوشيدن يك ليوان شير هزينه يك گاو كامل را به اين ملت نجيب تحميل نميكردند! *{ اينها را صرفا از باب خبري نوشتم، نه عرق ملي به روزنامه متبوعم!} |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 21:3 توسط نسرین وزیری
|
|
||
|
|
|
|
|
از وقتي از ايسنا اومدم بيرون خيلي چيزها رو ترك كردم. يكي اش همين وبلاگ نويسي بود. الان كه يكسال و سه ماه از اون تاريخ ميگذره، حسابي جاي خالي اين نوع نگارش را حس ميكنم. به خاطر همين تصميمي گرفتم دوباره شروع كنم. البته ميخواستم با يك اسم تازه و قالبي تازه بار ديگه وارد اين وادي مجازي بشم، اما كمان آرش همون كمانه و قلم هموق قلم و هدف همون هدف! پس رجعتي دوباره كردم به همين ديار قديم.البته فنون وبلاگ نويسي را هم كم و بيش فراموش كردم! ولي اميدوارم با ممارست به ياد آورم آنچه كه ميدانستم روزگاري. تو اين مدت طولاني در مورد خيلي چيزها ميخواستم بنويسم كه نشد. اميد اينكه از حالا به بعد اينقدر فرصت پيدا كنم كه بخشي از مطالب از قلم افتاده رو دوباره بنويسم. به قول مرحوم نادعليزاده* دعا بفرماييد! *مرحوم نادعليزاده همون محمدعلي نادعليزاده جانشين دكتر فاتح به عنوان مدير عامل ايسناست. از جمله مواردي كه در دوران غيبت كبري وبلاگي من رخ داد و فرصت نشد در موردش بنويسم، همين مساله بود. كرسي مديريت به نادعلي هم وفا نكرد و مير حميد حسنزاده اين روزها به اين كرسي تكيه زده. از اونجا كه مرسوم بود در ايسنا به كساني كه اين خبرگزاري را به هر علتي ترك ميكنند؛ پيشوند مرحوم اعطا بشه و منم از جمله همون مرحومين هستم؛ جناب نادعليزاده را مرحوم خواندم. البته ايشان همچنان در قيد حيات دنيوي هستند و بعيد نيست كه ناظر بر اعمال بنده و ديگران هم باشند! عبارت "دعا بفرماييد!" از جمله تكيه كلامهاي ايشان بود. خداوند همه مرحومين را بيامرزد! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 20:6 توسط نسرین وزیری
|
|
||