|
|
|
|
|
اگر چه توبه گرگ مرگه و ترحم بر پلنگ تيز دندان، ستم كاري بود بر گوسفندان، ولي دلم يه خورده براي هاشمي سوخت. احساس كردم اگر براش دلسوزي نكنم هم به نوعي جفا كردم.
هرچي هيچي نباشه اون از پايههاي نظام بود و اين شكل ضايع كردنش، به نفع نظام نخواهد بود. در عجبم كساني كه در هر دو جمله حرفي كه ميزدند 6 بار براي آبروي نظام سينه هم ميزدند، چه جوري دست خودشون را به اين اقدام كريه آلوده كردن! هاشمي به گفته آقايون از سرمايههاي نظام بوده و انقلاب با حضور اون زنده مونده، پس چرا با چنين فضاعتي كنار گذاشتنش؟ ميشه اين رو سناريوي له كردن هاشمي تلقي كرد؟
با اينكه در لحظات اعلام نتايج من هاشمي و اطرافيانش را نميديدم ولي مطمئنم كه اشك در چشماشون حلقه زده بوده. البته اين اشك، از اندوه شكست نبود بلكه از غم شكستن ابهت و وجهه هاشمي بوده. واقعا دنيا با چه چشمي به ما نگاه ميكنه؟ قصد اسطوره سازي از هاشمي را ندارم ولي ايت برخورد را به هيچ وجه شايسته اون نميديدم.
شما را به خدا اشتباه نكنين، من كاسهء داغ تر از آش نيستم و نميخوام روي تمام نابكاريهاي هاشمي ماله بكشم ولي به شدت با تخريب سرمايهها مخالفم. اگر امروز چشممون را به چنين وقايعي ببنديم و براي خنك شدن دل خودمون هم كه شده از كنارش بي اعتنا بگذريم، فردا كه نوبت به ما رسيد ديگه از كي ميتوان توقع داشت. اميدوارم از اين مطلب سوء برداشت نكنين. من خودم هم ميدونم كه نميشه از بخش اعظم سوابق هاشمي دفاع كرد!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 11:39 توسط نسرین وزیری
|
|
||