|
|
|
|
|
آرامش امروز ميدان انقلاب برايم باور كردني نبود…. فقط به هواي اينكه 18 تير ماه است و احتمالا حوالي انقلاب مثل سالهاي پيش شلوغ خواهد بود، راهم را كج كردم تا سري به اونجا بزنم. باور نميشد به جاي تجمع چند صدنفري دانشجويان پشت ميلههاي درب اصلي، چند تا پشه اونطرفها چرخ ميزدند. به جاي شعارهاي پر شور و پارچه نوشتهايي با مضامين “زنداني سياسي آزاد بايد گردد”،“دانشجو ميميرد، سازش نميپذيرد”و…. چند پارچه نوشت تبليغ كلاس زبان و چادر با بن دانشجويي و دعاي كميل و ايام فاطميه ديدم! البته امسال هم فقط باكارت دانشگاه تهران ميشد از در اصلي داخل شد ولي در باقي درها از اين خبرها نبود. و البته و صد البته نيروي آماده باش انتظامي ( آناني كه در مقابل درب اصلي بودند باتومهاي بلندي به كمر بسته بودند) و برادران لباس شخصي ( با بيسيم و شمايلي شناخته شده ) مشهود بود. 2 ماشين گشت نيروي انتظامي و ونهاي نفربر در ابتداي خيابانهاي فخررازي و 16 آذر گوياي پيشبينيهاي مسئولين بود.
از مردم هميشه در صحنه و تماشاچي سالهاي پيش هم خبري نبود. مردمي كه دانشجويان پشت ميلههاي دانشگاه تهران كه با حضور مامورين نيروي انتظامي مسدود شده بود در سالهاي گذشته آنها را به حمايت از خود ميخواندند. مردمي كه همنوا با دانشجويان شعارهاي آنان را تكرار ميكردند و يادآور ميشدند كه براي استقلال و آزادي، جمهوري اسلامي را برپا كردند.
نميدانم شايد توقع تكرار تجمع و دادخواهي دوباره دانشجويان نشات گرفته از انديشه پوپوليستي تاريخي در ذهن من داشته باشد ولي باور اين همه سكوت سنگين است. نميدانم جنبش دانشجويي به خواب رفته است يا در آستانه تجهيزي دوباره است. شايد هم چون امتحانات تمام شده ديگر دانشجو بودن هم به فراموشي سپرده شده است.
ولي هرچه هست از گرد مرگي پاشيده شده در ميدان انقلاب اعم از دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف حكايت ميكند. در آرزوي گردبادي كه گرد مرگ را با خود ببرد!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 17:59 توسط نسرین وزیری
|
|
||