تبليغاتX
آرش کمانگیر - گنجي گرايي و مرگ انسانيت
مرز را پرواز تیری می دهدسامان! کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان!
يك ماهي است كه از اعتصاب غذاي اكبر گنجي مي‌گذرد. تصاوير اخير او كه توسط ابطحي گرفته شده بود بسيار تاسف برانگيز و دلخراش بود تا جايي كه حتي رييس جمهور نيز با مشاهده آنها، اقدام به برگزاري تماس تلفني با رييس قوه قضاييه نموده و اظهار نموده است كه آزادي وي را از طرق قانوني پيگيري خواهد كرد. در شرايطي كه رييس دو قوه و ركن اساسي كشور نسبت به يك موضوع انساني اظهار نگراني‌كرده و خواهان پيگيري قانوني آن شده‌اند، معاون امور زندانهاي دادستاني تهران كه به نسبت خاتمي و شاهرودي، سمتي دست پنجمي دارد، چنين تماسها و اظهار نگراني‌هايي را غيرقانوني دانسته و گفته است كه اعتصاب غذا رويه‌اي مي‌شود كه مديران امور زندانها را به دردسر مي‌اندازد! اگر چه تنها چند ماه ديگر از محكوميت گنجي مانده است و به گفته همسرش او كه تا كنون درخواست عفو مشروط نكرده در فرصت باقي مانده نيز چنين نخواهد كرد، ولي بيم مرگ او در اين شرايط تمامي دغدغه ‌مندان وي را مي‌آزارد. به واقع اگر زبانم لال چنين شود، چه كسي پاسخگو خواهد بود؟ از هم‌اكنون مي‌توان اظهارات دادستاني تهران را پيش‌بيني كرد كه مي‌گويد: “مي‌خواست غذا بخورد تا نميرد! اصلا اقدام وي خودكشي است و جرم محسوب مي‌شود! براي ديگر زندانيان هم بدآموزي داشت. تازه اگر ما به علت اعتصاب غذاي وي به او رحم مي‌كرديم، اين رويه مي‌شد و هر ننه قمري از فردايش تصميم مي‌گرفت با اعتصاب غذا از ما باج بگيرد ولي حالا با مرگ گنجي، ديگر بر تمامي زندانيان مسجل مي‌شود كه ما به كسي آوانس نمي‌دهيم!” نمي‌دانم چگونه است كه تمامي مسئولين عالي‌رتبه و آنانكه از دور يا نزديك دستي به آتش دارند نسبت به جنين فاجعهء انساني سكوت اختيار كرده و عاقبت آن را از منظر خود دور نگه‌داشته‌اند؟ آيا آبرو و حيثيت جهاني ما اينقدر بي‌ارزش و پيش پا افتاده است كه نبايد دغدغهء بر باد رفتن آن را داشت؟ چرا دورانديشي به فراموشي سپرده شده است؟ چرا هم‌نوع دوستي رنگ باخته و مرگ ديگران تا اين حد براي برخي عادي و طبيعي مي‌نمايد؟ اين گوياي دوري از خلق و خوي انساني و نيل به طبعت حيواني نيست؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1384ساعت 16:47  توسط نسرین وزیری  |