|
|
|
|
|
طي يك هفته گذشته موضوعات زيادي براي نوشتن به ذهنم رسيد ولي فرصتش دست نميداد. ميخواستم يك كار گزارش يك هفتهاي بنويسم كه عكس سنگ قبر مرحومه دولت مظلوم را در دستان خاتمي در حاشيه آخرين جلسه هفتگي دولتش ديدم.
اگر چه خاتمي همچون هميشه در اين عكس هم لبخند به لب داشت ولي حزني هم در كنج نگاهش لانه كرده بود. البته معترف بود كه در آنروز خيلي سر دماغ نبوده ولي تمام خبرنگاران حاضر در غم او شريك بودند و ميتوانستند پا به پاي او در غم هجران آن مرحومه فقيد بگريند. در سوگ مظلوميتش كه از سوي دوست و دشمن، منتقد و موافق مورد تهاجم قرار ميگرفت و تنها به شكوايههاي پشت پرده و در خفا ختم ميشد. دولتي كه اگر چه در مواردي دچار ضعف بود ولي تودههاي عوام جامعه را باحقوق خود در قالب چيزي فراتر از نان شب، تا حد كرامت انسانياشان در قالب حقوق شهروندي آشنا كرد و در راستاي احترام به همين حقوق، تبديل معاند به مخالف و مخالف به موافق را سرلوحه خود قرار داد و نسبت به طبقهبندي شهروندان به يك و دو و… موضع شديدالحني گرفت. اي كاش كه اين مراسم ترحيم خاص دولت اصلاحات باشد نه منشهاي اصلاحي آن. اي كاش كه در آينده باز هم شاهد اين حقوق و احترام به آن باشيم. وگرنه هيچ اشك و ماتمي و هيچ سوگوارياي تاب اين همه غم را ندارد. زاري از اين بيش كه دارد كه ما! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 11:48 توسط نسرین وزیری
|
|
||