تبليغاتX
آرش کمانگیر - دو دیدار/2/
مرز را پرواز تیری می دهدسامان! کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان!

 در ادامه ....

اگرچه قريب به يك ساعت از وقت ديدارمان با سيد حسن خميني يادگار امام و فرزند مظلومش حاج احمد آقا گذشته بود ولي به گرمي حضورمان را در اتاقي كوچك پذيرفت. اتاقي كه اگرچه كوچك و كم جا براي جمع پر تعداد ما بود ولي صميميت جمع را به علت نزديكي بيشتر جغرافيايي ملموس مي‌نمود. اين بار نيز فاتح آغازگر سخن شد و از دغدغه‌اش مبني بر فقدان نگاه استراتژيك به رسانه سخن گفت. از اين كه هر روز بر افزايش برد موشك‌ها در نگرش استراتژيك دفاعي تاكيد مي‌شودولي چنين نگرشي در عرصه رسانه‌اي كه مي‌تواند بردي بيشتر از موشك داشته‌ باشد وجود ندارد. اينجا هم او از تلاش خبرنگاران ايسنا و فداركاري و عمق ايثار آنها تشكر كرد و آن را تنها با چادر‌هاي سربازان ايران در هشت سال جنگ تحميلي قابل مقايسه خواند و اين بركت نام امام و سرمايه معنوي حمايت نوادگان اوست كه اين چادر كوچك عاري از امكانات را به اينجا رسانده است.

سيد حسن با اشاره به اينكه اولين بار فاتح را در نخستين جشنوراه طريق جاويد ديده است كه با ارائه تعريف زيبايي از هنر امام را يك هنرمند منطبق با اين تعريف معرفي كرده است معرفي كرده بود گفت: از همانجا به توانايي بالاي او در امور فرهنگي پي بردم و حضورش در ايسنا نيز گوياي صحت اين تصور بود.

او بي اغراق به ايسنا به دليل وفاداري و تلاشش در پيروي از راه و انديشه امام نمره بالايي داد كه شعار زده نبوده و بر خلاف بسياري رسانه‌ها كه ترويج يك فكر را تنها به ايراد شعار براي آن مي‌دانند و در خلال آن اصل تفكر را به فراموشي مي‌سپارند؛ ايسنا برخوردي فعال، مثبت و حرفه‌اي از خود به نمايش گذاشته بود.

سخنان سيد حسن خميني نيز درد دل گونه بود. از دغدغه‌اش در كشاكش تحجر و سكولاريزم سخن گفت و اينكه مي‌كوشد راه سومي بيابد تا اصل دين در ميان دو سنگ آسياي اين دو له نگردد. او نيز برايمان آرزوي موفقيت كرد و ما نيز اميدوارم از حمايت‌هاي بي‌دريغ او و همفكرانش از ايسنا در آينده‌اي كه چندان برايمان روشن نيست با او وداع كرديم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 18:57  توسط نسرین وزیری  |