|
|
|
|
|
تنها بازماندگان اصلاحطلب در حاكميت را فراكسيون اقليت مجلس تشكيل ميدهد كه به حق فراكسيون ناكارآمدي است. اگر چه اعضائ آن معتقدند كه عملكرد نسبتا خوبي داشتهاند و در جريان بررسي صلاحيت كابينه نيز خوب عمل كردهاند ولي انتقادات بسياري به آنها وارد است. كما اينكه تذكراتي مثل تذكر پيرموذن مبني بر حضور يك نظامي در جمع نمايندگان در حين بررسي كابينه كه ميتوانست در رايگيري اختلال ايجاد كند و يا تذكر جبارزاده در اصلاح نام نخستين لايحه ارائه شده از سوي دولت جديد كه نوعي تداخل در برنامه چهارم بود، كمتر به چشم ميخورد حال آنكه مخالفتهاي پررنگ اقليت مجبس ششم در بررسي همين برنامه در يادها باقيست. شايد نبايد انتظاري بيش از اين هم داشت چرا كه چهرههاي قدر اصلاحطلب تماما رد صلاحيت شدند ولي مجلس ششم از حضور محافظهكاران كاركشتهاي چون حسن سبحاني و عبداللهي و حدادعادل در فراكسيون اقليتش بيبهره نبود. از سوي ديگر حمايتهاي پررنگ بيرون مجلس از اقليتهاي ششمين مجلس شوراي اسلامي نيز بركسي پوشيده نبود ولي اقليت مجلس هفتم حتي مورد لعن و بيمهري ياران بيروني خود از مجلس نيز قرار دارند. اگرچه اين دلايل ممكن است در وهلهء اول متقن به نظر برسد ولي كافي نيست. به نظر ميرسد كه آنها خود نيز به اين ضعف پيبردهاند و با ترتيب جلساتي با بزرگان قوم ميكوشند تا با بازسازي تشكيلاتي، شكاف ميان اصلاحطلبان را مرتفع كنند. نخستين گامها با ديدار با خاتمي و كروبي برداشته شده و ديدار با ميرحسين موسوي و موسويخوئينيها و هاشمي نيز در راه است. اگرچه اجماع ميان اهالي اين طيف بيش از دو سال است كه غيرممكن شده و هر يك ساز خود مينوازند ولي حال كه دستشان از آتش قدرت دور شده است و نفس اختلاف افكن آن سايهء نحساش را از سر اين قوم كم كرده؛ شايد بتوان به آينده آنان در صورت بازسازي و جبران مافات گذشته اميدوار بود. اميدي نظير آنچه كه پس از رويكار آمدن مجلس پنجم در دلها و نگاها ديده ميشد. اين اميد با وجود اختلافات داخلي جناح مقابل (در نتيجه همان سايهء منحوس قدرت) كه به تغيير رياست شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب نيز انجاميد، چيزي بيش از يك كورسو به نظر ميرسد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت 14:43 توسط نسرین وزیری
|
|
||