تبليغاتX
آرش کمانگیر - رای از بغض معاویه؛ نه از حب علی
مرز را پرواز تیری می دهدسامان! کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان!

اگر چه در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری, غالب گرایشهای فکری کاندیدای خودشان را داشتند ولی همه حتی حامیان کاندیداها هم به این مهم معترف بودند که این بار سطح کاندیداها نسبت به دوره های گذشته تنزل یافته است. این همه در نتیجه دو چیز بود. یکی کمال خاتمی -رییس جمهور وقت-نسبت به کاندیداهای این دوره, یکی هم معرفی کاندیدایی از سوی احزاب . گروههای سیاسی که قابلیت عبور از فیلتر شورای نگهبان را داشته باشد.

تا یک هفته پیش در توجیه تحریمی ها می پذیرفتیم که انتخابات بین بد و بدتر است و با توجه به شرایط زمان و مکان دیگر نباید سقف مطالبات را از رییس جمهور انتظار داشت, بلکه باید به کف مطالبات قانع بود.

چرخ گردون روزگار این انتخابات را به دور دوم کشاند. دوری که انتتخاب بین بد و بدترین شکل گرفته. معین که در بیانیه اعلام حضورش تلاش برای احیای حقوق اقلیت های دینی, بومی, سیاسی و اقشار محذوف جامعه را گنجانده بود, کاندیدایی با کف مطالبات می خواندیم ولی الان هاشمی در گفت وگوی ویژه خبری اش, فقط از اقلیت های بومی و دینی یاد می کند و از حقوق سیاسی تنها به حق آزادی بیان , آزادی تشکیل اجتماعات و منع شنود و تفتیش محموله های پستی اشاراتی می کند. اگر چه همین هم پیشرفت فوق العاده ای در منش هاشمی است ولی باز هم گروهها و اندیشه های محذوف جامعه, در نگاه هاشمی جای ندارند و منع شنود و تفتیش صرفا به مکالمات تلفنی و محمولات پستی ختم می شود نه به عقیده و بیان و قلم.

هر چه بیشتر هاشمی را به عنوان کاندیدای مورد اجماع اصلاح طلبان در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری با کاندیدای اصلاح طلبان سنتی و اصلاح طلبان پیشرو در دور اول مقایسه می کنم, بیشتر به این نتیجه می رسم که هاشمی چیزی فروتر از کف مطالبات اصلاح طلبی است. همینکه هاشمی در حرف هایش رهبر را صاحب کشور می خاند و از لزوم هماهنگی ترکیب کابینه با او سخن می گوید, بیانگر آن است که هاشمی پشتش به قدرت و حاکمیت گرم است نه به مردم. آن هم در شرایطی که هاشمی بیش از هر زمان دیگر به رای مردم نیازمند است, نه حمایت حاکمیت که جهت دیگری را نشانه رفته است.

اما مردم, که غیر قابل پیش بینی هستند و این قابلیت را دارند که ظرف 24 ساعت تمام معادلات را واژگون کنند. مردمی که برخلاف نتایج حاصل از نظرسنجی ها قرار بود رای ششم و هفتم شان احمدی نژاد باشد ولی او را منتخب دوم کردند.( البته این به معنی نادیده انگاشتن تقلب ها و مخدوش کردن آراء از سوی ناظران و مجریان انتخابات و نیروهای نظامی, که بخشی از آن را کروبی فاش کرد نیست). بخش عظیمی از این مردم از هاشمی و عملکرد 8 ساله دولتش ناراضی اند و نمی توان به راحتی آنها را قانع کرد که به هاشمی رای دهند. هاشمی می توانسی در گفت وگوی ویژهء خبری که آخرین فرصت تماس مستقیمش با مردم بود بهتر استفاده کند و از مردم عذرخواهی کند. مردم ما ثابت کرده اند که اعتراف به تقصیرها را می پذیرند. همچنانکه بارها و بارها از خاتمی پذیرفتند ولی این مردم تنها با صدایی حزن آلود و چند قطره اشک, گول نمی خورند.

تنها راهی که به واسطه اش می شود مردم را به سمت هاشمی سوق داد, مقایسه او با احمدی نژاد است. یعنی مقایسه میان بد و بدتر. ولی همین هم خیلی سخت است.آن هم با توجه به تبلیغات عوام فریبانهء گسترده احمدی نژاد که خود را فردی مظلوم, محروم و هم طبقه با قاطبهء ملت و رجایی زمانه معرفی کرده است. در پیشگاه مردمی یا از نظامی بودن وی بی خبرند و یا خطر نظامی گری را آنگونه که در قشر نخبه کشور دغدغه آفریده, احساس نمی کنند. این سختی کار را در یادداشت ها و سرمقاله های چند روز گذشته و در تلاش مکالمه حضوری دیروز چندی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی با مردم در 5 میدان شهر می شد دید. کسانیکه تا دیروز از امنتقدان سر سخت هاشمی بودند, امروز برای ممانعت از رشد تهجر و فاشیسم ناگزیر از حمایت وی شدند و اگرچه با تمام وجود باور دارند که نمی توان از گذشته هاشمی دفاع کرد ولی ناگزیر از امید به آینده او هستند. این رای از بغض معاویه است نه از حب علی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1384ساعت 14:8  توسط نسرین وزیری  |