|
|
|
|
|
كارپردازان مجلس به قول كامران يك دستهگل ديگه به آب داده و اينبار نيز پس از يك هفته تعطيلات ماهانه مجلس، نمايندگان را با شگفتي ديگري مواجه كردند. حائل شيشهاي اطراف درب ورودي صحن! واكنشها نسبت به آن بسيار جالب بود. تقريبا تمامي نمايندگان منهاي هيات رييسه از چرايي نصب آن بياطلاع بودند. اگر چه ابوطالب آن را منسوب به ناطقنوري دانسته و حدادعادل نيز با دفاع از اين اقدام كارپردازان، آن را در نتيجه كار كارشناسي عنوان كرد ولي باهنر بيپروا آن را به علت نظر مشورتي خود با حدادعادل در راستاي پرهيز از سرك كشيدن خبرنگاران و حفظ نظم مجلس خواند و همچنين به دليل اينكه خبرنگاران فيالبداهه سوالي از نمايندگان نپرسند كه پاسخ يا عدم پاسخ به آن برايشان معنيبخش باشد. ورود خبرنگاران به اين محيط شيشهاي - البته از نوع مشبك- ممنوع است و دو ورودي آن تا پيش از نصب درها با حضور دو نفر از حراست مجلس مسدود شده است. يكي از دوستان اواخر هفته گذشته، خواندن كتاب بهشت خاكستري نوشته عطاءالله مهاجراني را به من پيشنهاد كرد. در بهشتي كه توسط شخصيتهاي اين داستان خيالي قرار است ساخته شود، به منظور پرهيز از گناه سوال كردن ممنوع ميشود تا افكار افراد در جستجوي پاسخ براي آنها به انحراف كشيده نشود. همچنين به منظور شفافسازي قرار بر اين ميشود كه به جاي تمامي ديوارها شيشه كار گذاشته شود. كسي هم پيشنهاد ميكند تا ديوارهء كمدها را هم از شيشه بسازند، وگرنه مردم ميروند داخل كمدها و شروع ميكنند به سوال كردن! وقتي به اين بخش از داستان رسيدم ناخودآگاه خندهام گرفت ولي فكر نميكردم به همين زودي با موردي تقريبا مشابه در عالم واقع مواجه شوم. مردم همان مردمند كه در داستان محقاند از هر آنچه در پيرامون مسئولانشان ميگذرد مطلع باشند، از اينكه نمايندگانشان كي و چرا از صحن خارج ميشوند و چه ميكنند و به نوعي مردم صورت مجلس را هم علاوه بر صداي آن ميبينند (ص41). ولي همانطور كه در صفحات بعدي كتاب ترجيح داده ميشود تا به منظور عدم شكل گيري سوال در ذهن مردم نسبت به دولت و حكومت -كه تنها حق سوال از مردم را دارند و نه جواب به آنها- از شيشههاي دودي براي مكانهايي چون مجلس استفاده شود؛ در عالم واقع نيز ترجيح داده شده است كه در اطراف در اصلي مجلس به منظور جلوگيري و به نوعي اختلال در كار خبرنگاران به عنوان چشمهاي ملت از حائل شيشهاي مشبك استفاده شود! چه زود بهشت خاكستري مجلس هفتم رخ نماياند! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 14:15 توسط نسرین وزیری
|
|
||